ثمین عشق مامان وآقا

خاطرات فرشته کوچولوی من

تولد آقای عزیزمون

1393/12/24 10:24
1,526 بازدید
اشتراک گذاری

شرح وظایف من وهمسرم

توجه وارضا نیازهای فیزیکی

حمایت کردن از همدیگه درهمه شرایط

عشق ورزیدن درهمه شرایط

احترام درهمه شرایط

کمک به همدیگه در همه شرایط

و

اولویت دونستن خونوامون نسبت به همه

 

عزیزه جونم ثمینم

امسال هم مثل هر سال برا تولد آقای مهربون برنامه ریزی کردم تا سوپرایزش کنم البته هرچند که مختصر بود اما خداروشکر میکنم که آقا خیلی خیلی خوشحال شد

خوب بریم سر اصل مطلب ،صبح روز تولد 3/10/1393 زنگ زدم به رستوران تا یه میز رزروکنم و اینکه براشون توضیح بدم که برنامم چیه اصلا جوابگو نبودن بناچار بعدازظهر شما رو گذاشتم خونه همسایه (خاله نسرین ) رفتم تا حضوری صحبت کنم .چه بارونی گرفته بود شانس من ، متاسفانه بسته بود وگفتن ساعت7:30 میان وای حالا چکار میکردم مونده بودم رفتم شیرینی فروشی یه کیک وفشفشه گرفتم و بعدشم بانک تا یه کارت هدیه برا همسری بگیرم

برگشتم خونه وکیک قایم کردم تا حتی شما هم متوجه نشی چون میدونستم عاشق کیکی ووقتی آقا بیاد لو میدی

سر درگم بودم از ساعت 7:30به بعد به رستوران زنگ زدم چون هر آن ممکن بود آقا بیاد خونه نمیشد که دیگه حضوری برم تا اینکه جواب دادن وبرنامم گفتم ومیز رزرو شد حالا برا کیک باید چکار میکردم .......

با نسرین جون هماهنگ شدم تا کلید خونه رو بهش بدم ووقتی ما رفتیم کیک ببره رستوران تحویل بده وبقیش با من بود که به یه بهونه برم وبا مسئول رستوران صحبت کنم

همینطور هم شد آقا اومد وگفتم شام نداریم وبریم بیرون اونم قبول کرد وگفت بریم فست فود منم پافشاری که نهههههههههه بریم رستوران قبول کرد وراه افتادیم وقتی رسیدیم وسر میزمون نشستیم خداروشکر ثمین جونم آکواریوم رستوران دید وخواست تا بره پیش ماهیا وبا آقا رفتی منم از فرصت استفاده کردم ووقتی پیش خدمت اومد غذا سفارش دادم وگفتم کیکی که اوردن رو بعداز اینکه شاممون رو خوردیم لطفا میز تمییز کنید وکیک بیارید سر میز

خداروشکر همه چیز روبراه شد اما موقع جمع کردن میز شام چون میدونستم آقا از اینکه سر میز باشه وبیان ظرفارو جمع کنن خوشش نمیاد ودرحقیقت یه جور بی احترامی میدونه ومیگه خوب بریم دیگه منم خوابیدن پامو بهونه کردم تا بشینه وبلند نشه

وقتی پیش خدمت  اومد سر میز وکیک گذاشت ومنم گفتم تولدت مبارک برق تو چشمای آقا کاملا مشخص بود کلی ذوق زده شده بود وسوپرایز......

فشفشه رو گذاشتم رو کیک وروشنش کردم وبا این کار همه حضار سالن متوجه ما شدن وبعدشم تبریک گفتن البته جای خنده داشت چون همه به شما دختر نازنینم تبریک میگفتن وخیال میکردن تولد تویه وای من وآقا تو دلمون میخندیدیم وقتی میومدن سر میز ومیگفتن تولدت مبارک کوچولوی خوشگل

خلاصه شب خوب وقشنگی بود

 واینکه درست تو همین شب قولنامه خونمون نوشتیم واسباب کشی ما قطعی شد خدایا حکمتت رو شکر فقط من میدونم که بین من وتو چی گذشت وازت چی خواستم که حالا این اتفاقات افتاد خدایا ممنونم که هواموداری دوست دارم خداجونم

پسندها (6)
نظرات (30) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
پریسا
24 اسفند 93 11:14
خدا نی نی شما رو هم حفظ کنه ان شا الله به ما هم سر بزنید
بابا و مامان
24 اسفند 93 12:05
سلام عزیزم تولد همسری مبارک همیشه در کنار هم خوش و خرم و خوشبخت باشید
♥دختری با نگاهی متفاوت♥
24 اسفند 93 18:57
تـولـدتــ همسـرتــــــــ مبــآآآرکـــــــــــــ مینـا جـونـمــــــ چـه سـوپـرایـزش کـردیــآآآآآآ خخخ چـه بـاحـال همـه فکـر کـردن تـولـد ثمیــنِِِ ایشـالــآآآآ همیشـه زنـدگیتـون پـر عشـق بـاشــه
♥دختری با نگاهی متفاوت♥
24 اسفند 93 19:00
بـا تـاخیـر اومـدیُُُ کلـی نگـران و دلتنگـتـــ شـدمــــ ولـی خـدا رو شکـر سلـامتیــد مینـــآآ جـون عکـس از محمـد امیـنـمــــــــ بـذاررررر منتظـرتــ هستـمـــ امیـدورامــ زودی بیــآآآآی
مامان زهره
26 اسفند 93 9:01
سلام ماشاالله دخمر نازی دارید خدا حفظش کنه براتون پیشاپیش عید رو بهتون تبریک میگم امیدوارم سال خوب وخوش بهمراه سلامتی پیش رو داشته باشید وکانون خونتون گرمتر وگرمتر بشه بهترین ها رو براتون آرزومندم گلم
اعظم
29 اسفند 93 12:20
سلام عزیزه دلم مبارک باشه تولد پسرت .ببخشید دیر اومدم .منم پسرم بدنیا اومده و الان حدودا هم سن پسره خودته تولد همسرتون هم مبارک سوپرایزه عالی بود عشقتون پردوام و زندگیتون با دوتا فرشته ای که دارین همیشه شاد باشه
حمید
1 فروردین 94 12:18
سلام ابجی مینا گل و مهربونم سال نو را به شما و خانواده گلتون تبریک میگویم و برای شما و داداش مهدی و ثمین جان و اون کوچولوی عزیز شما که که تولدش را به شما تبریک میگویم و ایشالا سال خوبی در کنارهم داشته باشید...الهی آمین از طرف من ابجی گلم ثمین جون و دادشی ثمین را ببوسید موفق وموید باشید ایام به کام روز خوش فت سین براتون آماده کردم ، اونو تو سفره دلتون میذارم . 1- سایه خدا بر سرتون 2- سلامتی بر پیکرتون 3- سرسبزی در خانه تون 4- سخاوت خدا در مال تون 5-سرنوشت نیکو در عمرتون 6- سبد سنبل در دست تون 7-سیب خنده رو لباتون
حمید
2 فروردین 94 18:46
خدایا ! اگر روزی فراموش کردم خدای بزرگی دارم . . . تو فراموش نکن بنده ی کوچکی داری . . . با نوازشی و یا تلنگری آرام وجودت را . . . همراهیت را . . . مهربانی و بزرگیت را . . . برایم یادآوری کن …
محبوبه مامان الینا
9 فروردین 94 7:52
انشاله همیشه شاد و خوشبخت باشین عزیزم سال نو مبارک دوستم
مامانی کسرا
10 فروردین 94 12:53
سال نوت مبارک مینا جان سالی سرشار از سلامتی، عشق و خبرای خوب در انتظارتون باشه. امیدوارم بهترینا منتظرت باشه عزیزم تولد همسر محترم مبارک خونه نو مبارک، نی نی نو رو هم قبلا تبریک گفتم همیشه خوش باشید. یکم نگران جوجو شدم واسه عملش، اما انشالله که به خیر گذشته باشه از راه دور میبوسمت عزیزم.