ثمین عشق مامان وآقا

خاطرات فرشته کوچولوی من

تولد آقای عزیزمون

1393/12/24 10:24
1,244 بازدید
اشتراک گذاری

شرح وظایف من وهمسرم

توجه وارضا نیازهای فیزیکی

حمایت کردن از همدیگه درهمه شرایط

عشق ورزیدن درهمه شرایط

احترام درهمه شرایط

کمک به همدیگه در همه شرایط

و

اولویت دونستن خونوامون نسبت به همه

 

عزیزه جونم ثمینم

امسال هم مثل هر سال برا تولد آقای مهربون برنامه ریزی کردم تا سوپرایزش کنم البته هرچند که مختصر بود اما خداروشکر میکنم که آقا خیلی خیلی خوشحال شد

خوب بریم سر اصل مطلب ،صبح روز تولد 3/10/1393 زنگ زدم به رستوران تا یه میز رزروکنم و اینکه براشون توضیح بدم که برنامم چیه اصلا جوابگو نبودن بناچار بعدازظهر شما رو گذاشتم خونه همسایه (خاله نسرین ) رفتم تا حضوری صحبت کنم .چه بارونی گرفته بود شانس من ، متاسفانه بسته بود وگفتن ساعت7:30 میان وای حالا چکار میکردم مونده بودم رفتم شیرینی فروشی یه کیک وفشفشه گرفتم و بعدشم بانک تا یه کارت هدیه برا همسری بگیرم

برگشتم خونه وکیک قایم کردم تا حتی شما هم متوجه نشی چون میدونستم عاشق کیکی ووقتی آقا بیاد لو میدی

سر درگم بودم از ساعت 7:30به بعد به رستوران زنگ زدم چون هر آن ممکن بود آقا بیاد خونه نمیشد که دیگه حضوری برم تا اینکه جواب دادن وبرنامم گفتم ومیز رزرو شد حالا برا کیک باید چکار میکردم .......

با نسرین جون هماهنگ شدم تا کلید خونه رو بهش بدم ووقتی ما رفتیم کیک ببره رستوران تحویل بده وبقیش با من بود که به یه بهونه برم وبا مسئول رستوران صحبت کنم

همینطور هم شد آقا اومد وگفتم شام نداریم وبریم بیرون اونم قبول کرد وگفت بریم فست فود منم پافشاری که نهههههههههه بریم رستوران قبول کرد وراه افتادیم وقتی رسیدیم وسر میزمون نشستیم خداروشکر ثمین جونم آکواریوم رستوران دید وخواست تا بره پیش ماهیا وبا آقا رفتی منم از فرصت استفاده کردم ووقتی پیش خدمت اومد غذا سفارش دادم وگفتم کیکی که اوردن رو بعداز اینکه شاممون رو خوردیم لطفا میز تمییز کنید وکیک بیارید سر میز

خداروشکر همه چیز روبراه شد اما موقع جمع کردن میز شام چون میدونستم آقا از اینکه سر میز باشه وبیان ظرفارو جمع کنن خوشش نمیاد ودرحقیقت یه جور بی احترامی میدونه ومیگه خوب بریم دیگه منم خوابیدن پامو بهونه کردم تا بشینه وبلند نشه

وقتی پیش خدمت  اومد سر میز وکیک گذاشت ومنم گفتم تولدت مبارک برق تو چشمای آقا کاملا مشخص بود کلی ذوق زده شده بود وسوپرایز......

فشفشه رو گذاشتم رو کیک وروشنش کردم وبا این کار همه حضار سالن متوجه ما شدن وبعدشم تبریک گفتن البته جای خنده داشت چون همه به شما دختر نازنینم تبریک میگفتن وخیال میکردن تولد تویه وای من وآقا تو دلمون میخندیدیم وقتی میومدن سر میز ومیگفتن تولدت مبارک کوچولوی خوشگل

خلاصه شب خوب وقشنگی بود

 واینکه درست تو همین شب قولنامه خونمون نوشتیم واسباب کشی ما قطعی شد خدایا حکمتت رو شکر فقط من میدونم که بین من وتو چی گذشت وازت چی خواستم که حالا این اتفاقات افتاد خدایا ممنونم که هواموداری دوست دارم خداجونم

پسندها (6)
نظرات (8) ارسال نظر
♥خاله اویلا مینویسد♥
24 تیر 94 16:22
امیـدوارمـــــــ هـرکجـاهستیـد خـوشحـالُ خنـدان بـاشیــد +راسـی همـون دختـری بـانگـاهـی متفـاوتـــ )
مامان ثمین سادات
پاسخ
ممنونم عزيزم بيادتونم دوستاي گلم دلم براتون تنگ ميشه خيليييييي
♥خاله اویلا مینویسد♥
9 مرداد 94 14:56
گـویـــآآآ دیگـربیخیـال اینجـا شـدهـ ایـــد امیـدوارمــ هـرکجــآآآ هستیـد شـاد و خـوشبخـتــــ بـاشیـد
مامان ثمین سادات
پاسخ
نه عزيزم ما نداشتن به كل خط تلفن وفرصت محدودم نميذاره نوشته هامو اينجا ثبت كنم
مامان امیرعلی گلی
10 مرداد 94 10:45
شما کجایین آخه؟!!
مامان صدرا
31 مرداد 94 23:54
سلام خانومی تولد نورسیده با تاخیر فراوان مبارک خیلی خوشحال شدم از اینکه شادی های شما رو خووندم. ان شاالله همیشه شاد و سلامت باشین. خونه جدیدتون هم مبارک فقط یه سوال: شما خودتون هم شاغل هستین؟
مامان ثمین سادات
پاسخ
سلام عزيزم ممنونم از محبتت بله گلم
(hamid(sogand
2 شهریور 94 13:57
ممنونم ازت... بخاطر اینکه حواست بهمون هست... بخاطر اینکه غنچه های خنده رو شکوفا میکنی بخاطر اینکه تنهامون نمیزاری .... بخاطر همه چیز ممنونم ازت.... خدای خوب ما....
♥خاله اویلا مینویسد♥
27 شهریور 94 14:51
هـورآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ خـوشحـالـمــــ دوبـارهـ هستیـــــــــــــــــد خیلـی خـوشحـالـمــ مینـا جـونـمــــ منتظـر پستـای قشنگـتــــ هستـمـــــ
مامان ثمین سادات
پاسخ
سلام عزيزم خوبي دوست وفادتر ومهربونم خيلي خيلي دلم برات تنگ شده هميشه با نظراي زيبات دلگرمم ميكني گلم چشم حتما در اولين فرصت
♥خاله اویلا مینویسد♥
30 دی 94 16:55
سلــــــــــــآمــــــــــــ مینــــــــــآ جـونـمـــــــــ چقـدر دلتنگتـونـمــــــــــــــ تـولـد محمـدامیـن جـونُ بـا یـه روز تـاخیـر تبـریکــ میگـمــــــــ ایشالآ 1000 سـالـه بشـه هـرجـا هستیـد امیـدوارمــــــــ سلـامـتـــــــ بـاشیــــــد
مامان ثمین سادات
پاسخ
سلام هزيزم خوبي نازنين چقدر دلم برات تنگ سده بخدا تو اين يكساله هر موقع ياد وبلاگم ميوفتم اولين نفر از دوستاي خوب وبلاگم هستي كه تو ذهنم براي خوندن نظرات پر إحساسا ت دلم لك ميزنه شايد باورت نشه اما يكي از اون نفراتي هستي كه بخاطرش ميخوام وبلاگم ادامه بدم اما متاسفانه شرايط نذاشته تا الان وبم برور كنم عزيزم ممنونم يه دنيا ممنون كه هنوز بيادمي وبا پياماي زيبات دلگرمم ميكني ممنونم كه تولد محمد امين تبريك گفتي عزيزم آدرس اينستا گرامم داشته باش اونجا كمي فعالترم مرسي دوست دارم MIN.NINIWEBLOG