ثمین عشق مامان وآقا

خاطرات فرشته کوچولوی من

تولد آقای عزیزمون

شرح وظایف من وهمسرم توجه وارضا نیازهای فیزیکی حمایت کردن از همدیگه درهمه شرایط عشق ورزیدن درهمه شرایط احترام درهمه شرایط کمک به همدیگه در همه شرایط و اولویت دونستن خونوامون نسبت به همه   عزیزه جونم ثمینم امسال هم مثل هر سال برا تولد آقای مهربون برنامه ریزی کردم تا سوپرایزش کنم البته هرچند که مختصر بود اما خداروشکر میکنم که آقا خیلی خیلی خوشحال شد خوب بریم سر اصل مطلب ،صبح روز تولد 3/10/1393 زنگ زدم به رستوران تا یه میز رزروکنم و اینکه براشون توضیح بدم که برنامم چیه اصلا جوابگو نبودن بناچار بعدازظهر شما رو گذاشتم خونه همسایه (خاله نسرین ) رفتم تا حضوری صحبت کنم .چ...
24 اسفند 1393

تولد نی نی داداشی

میلادتو شیرینترین بهانه ایست که میتوان با ان به رنج های زندگی هم دل بست ودرمبان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست میلادتو معراج دست های مادرت است وقتی عاشقانه تولدت روشکر میگوید عزیزه مامان بالاخره انتظارت بسر رسید ونی نی داداشیت بدنیا اومد نمیدونم از کجا باید شروع کنم الان که فکرشو میکنم میبینم سخت نه سخت نبود فقط دلمو شکستن خوشیی که باید از بدنیا اومدن بچمون  میداشتیم  رو خواستن بزور ازمون بگیرن اما نتونستن آخه خونواده ما این حرفا وکاراشون رو بی اهمیت بی اهمیت میدونه  عزیزه مامان از همون اول میگم ساعت 2صبح دوشنبه 29/10/1393 یه دردایی زیر دلم حس کردم که نمیذاشت بخوابم تا ساعت4با خودم کلنجار رفتم وهمش میو...
29 بهمن 1393

یلدای 93

سلام عزیزه جونم دختر نازنینم امسال مامان تصمیم گرفته بودم تا یلدای متفاوت با هرسال داشته باشیم و براهمین میخواستم کرسی بذارم ودکور سنتی بچینم حتی لباس سنتی برا خودم شما نازنینم دخترمم دوختم ومیخواستم خانواده باباحاجی واقاجون اینا رو دعوت کنیم تا شب یلدا درکنارهم باشیم اما متاسفانه برا خاطر اینکه برنامه رنگ اتاقت طول کشید وخونه بهم ریخته بود وسایل اتاقت تو سالن بود نشد..... اما امسال  برنامه متفاوت شب یلدا با سالهای قبل داشتیم امسال خاله میترای نازنین جمعه صبح از تهران اومد وسوپرایز شدیم فراوووووووون صبح روز یکشنبه(روز یلدا) با تلفن آقا جون خبر خوب بعدی شنیدیم وسوپرایز شدیم آقا جون گفت که برامون خونه دیده ...
27 بهمن 1393

یلدا مبارک

  امشب آخرین دقیقه آذرماه را ورق می زنیم و شمع های روشن زرد پاییز را فوت می کنیم. شب آغاز زمستان است، چراغ خانه ها هنوز بیدارند و خانه نشینان گرد آتش گرم دوستی، نشسته اند و خاطرات دیروز را پلک می زنند. آن طرف هندوانه ای که ضربات چاقو خون سرخش را جاری کرده و این طرف مادر بزرگ که تسبیح فیروزه ای رنگش را بارها مرور می کند. همه گرد هم آمده اند تا از روزهای خوب خدا سخن بگویند و به بهانه یلدا این طولانی ترین شب سال، فارغ از پیچ و خم های زندگی همدیگر را به شنیدن خاطرات خوب خویش میهمان کنند. یلدا فرصتی است برای دیدارها، وقتی کشاکش روزگار تو را از دیدار آنان که به چشمان تو نیازمندند، بازمی دارد. آتش گرم و کرسی خانه مادربزرگ م...
30 آذر 1393

1393/9/9 سالگرد عقدمون

سلام عزیزه مامان چند روزی برا خاطر رفت وآمد برا دکتر به مشهد وبرنامه ای که برا اتاقت ریختیم که بعداََ درموردش مینویسم)سرمون شلوغه ومامان وقت نکرده تا پستای عقب افتادتو بنویسه م ع ذ ز ت دختر نازم عزیزه نازنینم دوشنبه 1393/9/9 برابر بود با سالگرد عقد مامان وآقا وخداروشکر میکنم که تا امسال لطف خدا شامل حالمون بوده وهمیشه نگاه پر مهرش رو به زندگیمون داشته وبا وجود دختر مهربون ونازنینی چون تو ویه نی نی داداشی که تو راهه ثمره عشق واقعیمون رو جشن میگیریم عزیزم دختر نازم امشب مامان نتونست برنامه خواستی بریزه وشرمنده آقای نازنین شدم امیدوارم به بزرگی خودش که همیشه بهم ثابت شده ببخشه خوب امسال من 3 تا کادو گرفتم یکی از طر...
24 آذر 1393

یازدهمین سالگرد پیوند عشقمون 1393/08/05

سلام نازنینم امشب 1393/08/05 سیاهی وتاریکی همه چیز توی خودش گم کرده امشب بیاد قدیم ندیما اومدم زیر آسمون دنبال ماه گشتم وبهش خیره شدم واز ته دل از خدای عزیزمون تشکر کردم که توی ثانیه به ثانیه این چندسال درکنارمون وپابپامون همراهمون بوده ونگاه پر مهرش ازمون دریغ نکرده امشب به همه چیز فکر میکنم به...... آره نازنینم عروسکم به 11سال پیش که مصادف بود با اولین روز ماه رمضون که تقدیر من وآقا برای هم رقم خورد عزیزم چقدر زود گذشت چه روزایی که با هم نداشتیم چه حرفایی که بهم زدیم چه خاطرات تلخ وشیرینی که باهم بوجود اوردیم چه آرزوهایی که داشتیم که الان شده داشتمون چه لبخندها وگریه هایی که در آغوش هم ودرکنارهم تجربه کردیم چه سرنوش...
5 آبان 1393

جشن 1000 روزگیه فرشته آسمونیمون

دوباره بازیه شب قشنگ ورویایی توی زندگیمون بخاطر تو نازنینم رقم خورد جشن 1000روزگی که تنها مخصوص یه شب زیبا از زندگیت بود آره امشب خیلی خوش گذشت وبه اندازه شب عروسی خودم وآقا خوشحال بودم چون واقعا عالی برگزار شد همون طور که میخواستم وانتظار داشتم وخداروشکر همه راضی بودن واز همه مهمتر اینکه تو خیلی خیلی خوشحال بودی واز دیدن صورت ماهت که پرشده بود از شادی ولبخند من به وجد میومدم وخداروشکر میکنم که همیشه لطفش شامل حال ماست نازنین دخترم درست از وقتی فهمیدم که 1000روزگیت با عید غدیر مصادف میشه تصمیم گرفتم تا برات جشن بگیرم ودوستام وعزیزانم رو برای این روز دعوت کنم تا بهونه ای باشه برای شادی وخوشحالیمون بعد از روز عید غدیر درتدارک ک...
30 مهر 1393

کوچولوی 1000 روزه من

تاریخ تولد پاستیل کوچولوی من : ١/بهمن/١٣٩٠ تاریخ تولدعشقم به سال میلادی: 2012/1/21 تاریخ تولد نفسم به سال قمری: 26 صفر 1433 روز تولد فرشته آسمونیمون :شنبه سن ثمین سادات نازنینم چقدره؟ : 2 سال 8 ماه 26 روز از تولد دخترعزیزمون چقدر گذشته ؟ چند ماه : 32 ماه چند هفته : 142 هفته چند روز : 1,000 روز چند ساعت : 24,015 ساعت چند دقیقه : 1,440,949 دقیقه چند ثانیه : 86,456,996 ثانیه چند روز تا تولد خوشگل خانومم باقی مونده؟! 96 روز سمبل : آب گیر عنصر : هوا شغل بهمنی ها (برج دلو (بهمن متولدین این ماه افرادی ترقی خواه، پیشرو و آینده نگر هستند. بهتر است آنها در قسمت برنامه ریزی و سرپرستی شرکت به کا...
25 مهر 1393

عید سادات کوچولوی من مبارک خوشگلم(3)

یه خورده به دور وبرت نگاه کن یکم بیشتر وبادقتتر نگاه کن دقت کن تو چیزایی داری که میتونی همین الان همین الان خودت رو خوشبخت ترین آدم دنیا بدونی چیزایی که شاید یک نفر یه جایی در آرزوش باشه که تو از داشتنش غافلی یا اینکه برات شده یه چیز عادی درحالی که ممکن بود خدا ازت دریغ کنه وبشه برات آرزو یاحتی یه رویای دست نیافتنی ولی حالا داریش پس قدرش رو بدون هرچیزی که باشه تو الان خوشبخترینی پس به اطرافت با دقت بیشتری نگاه کن همین الان آره من امشب ازته قلبم خداروشکر کردم وگفتم خدایا ممنونم ازاین همه خوشبختی من امشب خودمُ خوشبخت ترین آدم دنیا دیدم چون احساس کردم لمسش کردم وبا تمام وجودم غرق شدم از بودنش خدایا سپاس سپاس سپ...
21 مهر 1393

خریدها وهدیه های ثمین عسلی

عزیزم خواستم تا خریدها وهدیه های این چند ماه آخر ،سه ماه تابستون برات بذارم چون خودم عاشق خریدم مخصوصا براتو نازنین دخترم اینم کفش قرتی که کلی خواهانش بودی (1393/03/20برات خریدم) هدیه 28 ماهگیت همراه دودست لباس زیرش هدیه 29 ماهگیت وای عاشق این لباساتم برا همین چند دست ازش برات خریدم (1393/06/10) متفرقه هدیه 31 ماهگیت هدیه آقا جون عزیز که تو سفری که به تهران داشت برات خریده سوغاتی بابا حاجی عزیز برا دختر نازم اینها هم تو آخرین سفر مشهد برات خریدیم بالاخره عینک Ray Ban  از مشهد برات پیدا کردم هدیه اول مهرماه وماهگردخوشگل خانم اینارو هم از مشهد ...
17 مهر 1393