ثمین عشق مامان وآقا

خاطرات فرشته کوچولوی من

گفتگوی پدر ودختری

ثمین : نه نرو سرکار بخواب پیش من بخواب شیکمَ مو قل قلی بده بخواب آقا: عزیزم دخترم من باید برم سر کار نه نه بخواب پیش من بخواب نَلو سرکار برو عروسکمو بیار پیشم آقا میره وعروسکتو رومیاره خوب حالا قل قلیم بده دخترم عزیزم بذار برم سرکار دیرم شده بذار برم زود میام نه نه نرو بخواب پیش من بعد از چند لحظه با کمی دلخوری خوب برو برو سر کار مواظب خودت باش آقا قوبونت بشم فدات بشم چشم تو هم مراقب خودت باش دخترم آقا برو سرکار مرسی عزیزم آقا مواظب خودت باش آقا خدافظ خدافظ شب بیا خونمون باشه گلم خیلی دوست دارم آقا ...
11 آذر 1393
1