ثمین عشق مامان وآقا

خاطرات فرشته کوچولوی من

وبلاگ قلم تو

سلام دخترک نازنینم امروز وقتی اومدم وبه وبلاگت سر زدم ونظراتت رو چک کردم دیدم یه نظربرامون اومده با این مضمون با سلام عکس کودک شما درسایت قلم تو در یک موضوع منتشر گردید در پناه حق باشید http://ghalameto.ir/news/6249/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%89-%D8%B4%D9%88%D9%89   وقتی وارد سایتش شدم کلی ذوق زده شدم یکی از پستای مربوط به وبلاگم رو تو سایتشون با عنوان مادر که میشوی گذاشته بودن ممنونم مدیریت محترم قلم تو    WebSite : http://ghalameto.ir ...
28 آذر 1393

1393/9/9 سالگرد عقدمون

سلام عزیزه مامان چند روزی برا خاطر رفت وآمد برا دکتر به مشهد وبرنامه ای که برا اتاقت ریختیم که بعداََ درموردش مینویسم)سرمون شلوغه ومامان وقت نکرده تا پستای عقب افتادتو بنویسه م ع ذ ز ت دختر نازم عزیزه نازنینم دوشنبه 1393/9/9 برابر بود با سالگرد عقد مامان وآقا وخداروشکر میکنم که تا امسال لطف خدا شامل حالمون بوده وهمیشه نگاه پر مهرش رو به زندگیمون داشته وبا وجود دختر مهربون ونازنینی چون تو ویه نی نی داداشی که تو راهه ثمره عشق واقعیمون رو جشن میگیریم عزیزم دختر نازم امشب مامان نتونست برنامه خواستی بریزه وشرمنده آقای نازنین شدم امیدوارم به بزرگی خودش که همیشه بهم ثابت شده ببخشه خوب امسال من 3 تا کادو گرفتم یکی از طر...
24 آذر 1393

یه روز پاییزی زیبا

دوباره فصل برگ ریزان آمد ، دوباره نسیم مهربان پاییزی می وزد... فصلی که آغازش ، ماه مهر و محبت است .... دوباره غروبهای پاییز  و دوباره صدای خش خش برگهای درختان زیر پاهای    خسته.... دوباره  باران پاییزی  و دوباره شوق قدم زدن در کوچه باغها ... یک نیمکت خالی  و برگهای زردی که بر روی آن ریخته است ، یک دل خسته با  یک عالمه درد  دل بر روی آن نشسته  و میخواند شعر  پاییز  را.... پاییز   همان فصلی است که زیباست   با برگ ریزانش ، خش خش درختانش ، نم نم بارانش !فصلی است  که آغاز  باران است ، آغاز شبهای بلند   با مهتاب    ...
12 آذر 1393

گفتگوی پدر ودختری

ثمین : نه نرو سرکار بخواب پیش من بخواب شیکمَ مو قل قلی بده بخواب آقا: عزیزم دخترم من باید برم سر کار نه نه بخواب پیش من بخواب نَلو سرکار برو عروسکمو بیار پیشم آقا میره وعروسکتو رومیاره خوب حالا قل قلیم بده دخترم عزیزم بذار برم سرکار دیرم شده بذار برم زود میام نه نه نرو بخواب پیش من بعد از چند لحظه با کمی دلخوری خوب برو برو سر کار مواظب خودت باش آقا قوبونت بشم فدات بشم چشم تو هم مراقب خودت باش دخترم آقا برو سرکار مرسی عزیزم آقا مواظب خودت باش آقا خدافظ خدافظ شب بیا خونمون باشه گلم خیلی دوست دارم آقا ...
11 آذر 1393

متفرقه های 33 ماهگی وتولد امیر علی وفرحناز

سلام عزیزه جون مامان این چند وقته یکم دیر به دیر آپ کردم وکلی پست عقب افتاده دارم که برا خاطر داداشی تو راهت مامان کمی تنبل شده ببخش عزیزم برا همین امروز اومدم تا یه پست پربار برات بذارم این عکس ماله تقریبا یکماه پیشه که با هم رفتیم پارک بادی وتازه قسمت قایق سواریشو برا شما کوچولوها راه اندازی کرده بودن وتو هم مشتاق بودی که بری منم که از آب وقایق سواری میترسم مایل نبودم وفکر میکردم برات هنوز زوده اما دیدم خیلی دوست داری واصلا دوست نداری بری استخر توپ وسر سره بازی بالاخره راضی شدم و رفتی وکلی کیف کردی وخوشحال بودی     درست هفته بعد از جشن 1000روزگیت تولد امیر علی وفرحناز بود وشما هم که هنوز ت...
4 آذر 1393

روزهای بعد از 1000روزگی وتولد بازی ثمین جونی

سلام عزیزه جونم دخترکم چه روزهای زیبایی یکی پس از دیگری داره میاد وبا اومدنش برگی تازه از عشق تو صفحه زندگیمون بیادگار میذاره بعد از جشن 1000 روزگی زیبات همش تو حال وهوای تولد بودی ومیومدی میگفتی منونم مامان برام تولد مبارک گرفتی هر شب میگفتی آلنگ بذار بلقصم ومیرفتی لباساتو عوض میکردی ومیومدی شروع میکردی کلی با ناز  به رقصیدن واون لحظه هاست که خونمون پر از بارون عشق میشه وما بدون ترس  از خیس شدنش لذت میبریم چقدرسخته  که نمیتونی ازحست بگی یابنویسی فقط میتونی یه جمله بگی اونم اینکه باتمام وجوددوستت دارم . . این روزهای شیرین با اومدن اول هر ماه شیرینتر شیرینتر میشه وتو بزرگ وبزرگتر خانم خانم تر و..... ...
14 آبان 1393

عاشقانه

دخترکم . . . گاهی باهم بازی زیبایت قهرکن ، وزیادبه گریه اواهمیت نده عادت کن ، بیاموز . . برگ های گلدانت رازیادلمس نکن،توخزان راتجربه نکرده ای کمی بترس ! بلندیهاراتجربه کن و پایین آمدن باسرسره راتجربه کن وازهمه مهمترالاکلنگ را ، چون زندگی تورابرای بالا وپایین خودسریع بزرگ میکند . . .   ...
5 آبان 1393